سلام دوستان گلم.تو این وبلاگ حرف دل شما زده شده.خوشحال میشم نظر بذارید.
بچه ها یه مشکل بزرگ دارم تو را به خدا دعا کنید
برچسب:
نویسنده: maryam
برچسب:
نویسنده: maryam
برچسب:
نویسنده: maryam
برچسب:
نویسنده: maryam
یادش بخیر یه تفریح سالمی که داشتیم تو نوجوونی این بود که شبا با بچه های محل میشستیم راجب جن و روح صحبت میکردیم و هممون از ترس زهر ترک میشدیم …
برچسب:
نویسنده: maryam
وقتی دلتنگم بشقاب ها را نمی شکنم
شیشه ها را نمی شکنم
غــرورم را نمی شکنم
دلت را نمی شکنم
در این دلتنگی ها زورم به تنها چیزی که میرسد ، این بغض لعنتی است …
برچسب:
نویسنده: maryam
همیشه بهت میگفتم دلم میخواد خوشحالت کنم ، چه کنم که حالا دلیل
خوشحالیت نبودن منه …
برچسب:
نویسنده: maryam
بعضی وقتا هست که دوست داری یکی کنارت باشه ............
محکم بغلت کنه............
بزاره اشک بریزی تا سبک بشی...........
بعد اروم تو گوشت بگه:دیوونه چته ....!
من که کنارتم..............
![]()
برچسب:
نویسنده: maryam
و قـــلب من به تپش ادامه خـــواهد داد
۰
برچسب:
نویسنده: maryam
مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم
با خیال او ولی تنهای تنها میروم
در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”
شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”
مینویسم من که عمری با خیالت زیستم
گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم
برچسب:
نویسنده: maryam

برچسب:
نویسنده: maryam
" دل شـکـســتـن " بلد نیست ...!!!

برچسب:
نویسنده: maryam
هـــزار بار این پهلو اون پهـــــــــــــــــــــلو میــــــــشم
فایــــــــده ای نداره این تخـــــــــــت خواب
آغـــــــوش گرم تــــــــــورو کم داره
رفتنت دلمو میلرزونه و عاشــــــــــــق ترم میــــــــــکنه
وقتــــــــــی که هرجوری شده دلت میـــــــــــــــــخواد
منو بــــــــه یه هم آغوشی عاشــــــــــــقانه دعوت کنـــــــی
وای چـــه لذتی داره آغــــــــوش گــــــــــــــرمت
مرد من امشــــــــــــب کی رو به آغـــــــوش گرفتی؟

برچسب:
نویسنده: maryam
چشم من بیا منو یاری بکن
گونه هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
هر چی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
کاشکی می داد همه رو به چشم من
تا چشام به حال من گریه کنن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوم بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچکی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشک شوکم میاره
خورشید روشن ما رو دزدیدن
زیر اون ابرای سنگین کشیدن
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندنمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه
زخم خنجرش میمونه تو سینه
لب بسته سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه میخواد
برچسب:
نویسنده: maryam
خودت را تصور کن!
بی او
شاید بفهمی چه کشیدم
بی تو…
برچسب:
نویسنده: maryam